مدح و منقبت حضرت زین العابدین ( امام سجاد) علیهالسلام
با سجدههاش زینت سجّادهها شدهست سجّـادهاش ادامۀ عـرش خدا شدهست مجـمـوعـۀ تـمـام صـفـات پـیـمـبـری آئـیـنـۀ تــمـامقـد مـرتـضـی شـدهسـت هـم افـتـخـار قـوم بـنـیهـاشـم عـرب هم افـتـخـار مـردم ایـران ما شدهست اربـاب بـوده است، ولی از فـروتـنی همسفره با یتیم و اسیر و گدا شدهست بیمار مصلحت شده، اما به لطف خویش بیـمـاری تمام جـهـان را دوا شدهست در معـرکه نـبـوده، ولی کفر دشمنان با ذوالفـقـار خـطبۀ او برملا شدهست از برکت صحـیـفۀ او سـالهای سال باب نجـات بر همۀ خـلـق وا شدهست شد از کـلام ناب تو دنـیا به کام خلق «دون کلام خالق و فوق کلام خلق» این مصحفی که از هنر آئینهکاری است پنجاهو چار پنجره تا رستگاری است این بوستان که در دل هر چشمهای از آن از هر طرف مکارم اخلاق جاری است آن را زبـور آل مـحـمـد نـوشــتـهانــد چون چاره در برابر آن خاکساری است معروف بوده است به انجیل اهلبیت پس هرکسی که حافظ او شد، حواری است حق است در بـرابـر ظـلـم ایـستادگی حق در قـبال آدم مظلـوم، یاری است گاهی بیا سری بزن اینجا، که حاصلش در اوج نـاامـیـدی، امـیـدواری اسـت هرکس که خواست تالی آن را بیاورد معلوم شد که عاقبتش شرمساری است دور از خداست هرکه به فکر رهایی است هرکس که ماند پای شما، کربلایی است ای یـادگـار کـشـتـۀ مـظـلـوم کــربـلا چشمان توست مـقـتـل منـظـوم کربلا آن دیدهها چه دیده؟ که خون گریه کرده است یکعـمر بر مـصیبت مظـلـوم کربلا آن خطبهخـوانی تو و زینب اگر نبود روشن نمیشد اینهمه مفهـوم کـربلا تو قاضی القـضاة شدی و صحـیفهات آئـیـنه شد به چـهـرۀ مـعـصوم کـربلا پیـروز در همیـشـۀ تاریخ شد حـسین این شد همان نـتـیـجـۀ معـلـوم کـربلا یکروز میرسد که مجازات میشود با دست عشق، دشمن محکـوم کربلا پـایـانِ راهِ این شبِ جـانکـاه میرسد روزی امـام مـنـتـقـم از راه میرسـد |